میلاد عظیمی گفتگویی با ابتهاج داشته است که گویا حاصل چندین سال مصاحبت با او ، در همین کتاب پیر پرنیان اندیش ، به وسیله ی انتشارات سخن به چاپ رسیده است . به نظر من _ به عنوان خواننده ی این کتاب_ ابتهاج می توانست همچنان شخصیتی مورد احترام باقی بماند البته اگر خود را در مسائلی که در آنها هیچ صلاحیت قضاوتی ندارد وارد نمی کرد . چند مورد را درباره ی ابتهاج یادآوری می کنم تا اگر کسی این کتاب را خواست بخواند با دید باز و وسیع و بدون حب و بغض های شخصی ابتهاج ، بتواند تصویری درست از اوضاع و احوال و شخصیت های مطرح در این کتاب داشته باشد :

1. ابتهاج شاعر است ؛ شاعر خوبی هم هست اما در مقایسه با اخوان و شاملو ، به قول قائلش هیچ است و چیزی کم!اگر بخواهیم قضاوت درستی داشته باشیم باید بگویم که مقلد خوبی است برای سعدی و حافظ و مولوی .مقلدی که حتا بعضی آثارش با اشعار این شاعران برابری می کند اما به هرحال تقلید خوب و بد ندارد .اگرچه بعضی نوآوری ها نیز دارد.

2. اظهار نظر او و همچنین آن آقای فاضل (میلاد عظیمی!) درباره ی فروغ فرخزاد به هیچ وجه (همانند سایر قضاوتهایشان) مبنا و پایه ی عینی و علمی ندارد.

3. با کمال تأسف باید بگویم آنچه استاد شفیعی کدکنی درباره ی ابتهاج و شعر (نامدگان و رفتگان از دو کرانه ی زمان ..) گفته است یاوه سرایی است و به هیچ وجه درست نیست در این باره باید به نکته ای اشاره کنم که قضاوت های این استاد بزرگ را همواره با ایراد و اشتباه روبرو می سازد و آن همان تحت تأثیر احساسات شخصی قرار گرفتن اوست.(در این باره مقاله ای در پاسخ نقد او بر اشعار احمد شاملو نوشته ام و مشبع و مفصل بحث کرده ام و به ظنیات و ایرادهای او پاسخ گفته ام )

4. سخنان او درباره ی نیما ، سلیقه ای و شخصی است و مبنای علمی ندارد.

5. ........................................................................................

6. با این حال ابتهاج هنرمندی دوست داشتنی است برای او سلامتی آرزو می کنم.