شاعران ، بی سلیقه اند یا مخاطبان ؟
شاعران ، بی سلیقه اند یا مخاطبان ؟
پاسخ به این پرسش ، بستگی به این دارد که ما چه تصوری از شاعر و خواننده (یا مخاطب شعر) داریم. هر کسی می تواند ادعای شاعر بودن کند و هر کسی هم می تواند با قیافه ای حق به جانب خود را از مخاطبان جدی شعر معرفی کند و حتا ادعای منتقد بودن هم کند ؛ مسأله این است که متاسفانه شعر فارسی با چالش بزرگی روبرو شده است : عده ای که هیچ تصوری از عصر حاضر و موقعیت زمانی و مکانی خویش ندارند ، ادعای شاعری می کنند و این عده به این دلیل خطرناک هستند که : یا هنوز گل و بلبل و در حد نهایی شعرهایِ به اصطلاح غزل ولی از نوع آبکی اش را می گویند و تبلیغ می کنند و یا از آن طرف بام افتاده اند و به چیزی شعر می گویند که اصولا معر است! البته تاریخ ادبیات فارسی به ما می گوید که شعر راستین و مخاطبان واقعی شعر ، خوشبختانه در هر دوره و زمانه ای سلیقه های بسیار بسیار نزدیکی دارند. مخاطبانی که شاملو و نیما و اخوان و سهراب و فروغ و ... را پسندیده اند و منزوی و قیصر و شفیعی کدکنی و... را می پسندند و دوست دارند و در عوض .......... را نمی پسندند و می دانند که سه گانی و قالب های جعلی دیگری از این دست ، بیشتر یک سرگرمی و فکاهه هستندتا جریان اصیل و جدی شعر و ادبیات!
علی شاملو