کسی در خیالم نفس می کشد
کسی در خیالم قدم می زند
که دور از من است و شبیه تو است
که این شعرها را رقم می زند

کسی که مرا دوست دارد هنوز
کسی که از او دورم و دور نیست
که چون سایه ام در کنار من است
که بی اختیار است و مجبور نیست

مرا می نویساند و سال هاست
به تلقین او زنده هستم هنوز
کسی که سکوت است لب های او
ولی می دهد شعر ها را بروز

شبیه تو است و شبیه تو نیست
قُرُق کرده فکر و خیال مرا
مرا داده عادت به پرواز، لیک
خودش کنده انگار بال


علی شاملو